یک روز یک نفر اما ...
چهارشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۱، ۰۱:۵۴ ق.ظ
گفت: در می زنند مهمان است
گفت: آیا صدای سلمان است؟
این صدا، نه صدای طوفان است
مزن این خانه مسلمان است
مادرم رفت پشت در، اما ...
گفت:آرام ما خدا داریم
ما کجا کار با شما داریم
و اگر روضه ای به پا داریم
پدرم رفته ما عزاداریم
پشت در سوخت بال و پر، اما ...
آسمان را به ریسمان بردند
آسمان را کشان کشان بردند
پیش چشمان دیگران بردند
مادرم داد زد بمان! بردند
بازوی مادرم سپر،اما ...
بین آن کوچه چند بار افتاد
اشک از چشم روزگار افتاد
پدرم در دلش شرار افتاد
تا نگاهش به ذوالفقار افتاد
گفت: یک روز یک نفر اما…
سید حمید رضا برقعی
- ۹۱/۰۲/۰۶
سینه چاک از کرم ضربه ی مسمار شدی
شهره ی داغ شدی مادر آفاق شدی
و تو ضرب المثل هر در و دیوار شدی
سلام...خداقوت...ممنون از حضورتون
شرمنده که مدتی فرصت نکردم بهتون سر بزنم.
التماس دعا
یازهرا(س)