نفس سوخته

ز آتش پنهان عشق هر که شد افروخته
دود نخیزد از او چون نفس سوخته

زندگی یا روزمرگی ؟

يكشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۰، ۰۷:۲۳ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم


خواهشا دغدغه مندان انقلاب بخوانند :

اگر یک مشکلی در هر گوشه ای از نظام جمهوری اسلامی ببینید ، چه می کنید ؟
مثلا : بانکهایی که وامهایی میلیاردی به گردن کلفت ها می دهند اما یک فرد عادی مستضعف بره چند میلیون باید ...
مثلا یک نفر برای گرفتن یک مجوز ساده بایستی هفته ها از این اداره به آن اداره بدود تا شاید ...
مثلا قضاتی را میبینی که با گرفتن مبلغ ناچیزی از زیر میز ...
مثلا اوباشی را میبینی که شهره خاص و عام در محله هستند اما نیروی انتظامی به خود جرات نمیده بهشون تو بگه و اگر هم یه کاری کرد قره قضاییه از شرمندگیشون در میاد
و ...

اینها را یرای سیاهنمایی از انقلاب عزیزمان نگفتم بلکه قصدم یک محاسبه نفس بود :
خودم جواب بدهم :
در بهترین حالت که خیلی خونم به جوش بیاید ، نفس را در سینه حبس می کنم و از ته دل می کویم :" بذار من مسئول بشم ، تمام ارگان ها را متحول می کنم ."
یه نگاهی که به زندگیم می کردم می دیدم زندگیمون همینجوری در روزمرگی ها در حال سپری شدن هست .
مدرسه می رویم و می گوییم "بذار دانشگاه برم ، اونوقت جهاد علمی می کنم "
دانشگاه که رفتم : "بذار مدرکم رو بگیرم و مدیر فلان جا بشم اونوقت به نظام خدمت می کنم "
و با این روحیه مطمئنم اگر مدیر بالا مرتبه ای هم شوم در قوانین دست و پا گیر ادارات (همان روزمرگی ها) گم می شوم .
.
.
.
چند روز پیش دیداری با چند تا از برو بچه های موسسه ایتان داشتیم که بسیار دیدم را عوض کرد
یه عده جوان رو دیدم که برخلاف من وقتی مشکلی را در نظام دیدند ، اینطور عمل نکردند که به مسئولین مملکتی فحشی بدهند و رد شوند ، بلکه حل شدن اون مشکل رو ""وظیفه"" خود دیدند.

به طور مثال حدود 8-9 سال پیش وقتی یکی از مشکلات اصلی مردم را در بالا بودن هزینه مسکن دیدند دور هم جمع شدند و سال ها روی این مقوله کار کردند و توانستند طرح مسکن مهر را برای این دولت به ارمغان بیاورند . به این نکته دقت کنید که این چند نفر در آن زمان (زمان ریاست جمهوری خاتمی ) نه در جایی مسئولیتی داشتند و نه از طرف نهادی این وظیفه بهشون واگذار شده بود .
.
.
.

و چقدر زیبا گفت آقا که هر جایی که کار میکنید آن جا را مرکز عالم بدانید ...
و چقدر غریبی آقای من که امثال من به شما منتسب هستیم ؟

.

.

بیشتر از این حرف داشتم اما بقیه اش با شما ...

اگه زیاد حرافی کردم خدا از تقصیرات بنده بگذرد.

  • مجید شجاعی زاده

نظرات  (۲)

حال نکردم
  • فدایی ولایت
  • سلام
    واقعا هم همین طور
    چقدر غریبی آقای من که امثال من به شما منتسب هستیم
    بروزم
    یا علی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">